مطهر بن محمد جمالى يزدى

14

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )

و اگر خون مرد [ b 314 ] در جايگاهى كنند كيكان همه آنجا گرد آيند . / 14 / و اگر در چراغدان كنند همچون روغن بسوزد . منى : اگر منى مرد بر پيسى مالند سود دارد ، و نيز بهق هم سود دارد . اگر منى مرد با شكوفهء غبيرا بياميزند هر كه بوى آن بشنود تابع دارندهء آن شود . و اگر منى مرد با مغز خر و فانيذ بياميزند و به خورد كسى دهند مطيع آن كس شود فاعل را . اگر منى مرد بستاند و با سپيدهء خايه بياميزد و در ميان جوى آب پنهان كند يا در ميان درخت بيد نهد شهوت بسته شود . اگر كسى در آن وقت كه قمر ناظر بود به زهره به تسديس يا تثليت و بستاند قدرى آب منى و با قدرى خون بياميزد و در شربتى كند و به خورد كسى دهد عاشق وى گردد . زهره : يحيى ماسويه گويد كه زهرهء مردم زهرست . جالينوس گويد زهرهء مردم چون با شير بياميزند پازهرست . اگر زهرهء مردم خشك كنند و خرد كنند و در چشم كشند سپيدى ببرد . پيه : اندر كتاب نيرنج گفته‌اند كه پيه مردم چون بگدازند « 1 » و روغن آن در چراغدان كنند هر كجا آن چراغ بيفروزند چراغ بميرد ، الا جايى كه گنج باشد . و همچنين اگر از شير مردم روغن گيرند هم بر آن مثال كه از آن گوسفند گيرند و بگدازند ، آن روغن همين كار كند . بول : اگر بول مردم به خورد ديوانه دهند بهتر شود ، و سود دارد زخم هوام را . اگر كسى بول مرد باز خورد هرگز جادوى بر وى كار نكند . / 15 / و اگر كسى را تب گيرد بول مرد با زردآلو [ ى ] كشته بجوشاند و باز خورد تب ببرد . و اگر كسى را كژدم بزند بول مرد بر زمين ريزد و آن گل برگيرد و بر جراحت مالد درد ساكن گردد . ايضا استخوان « 2 » : هر كه استخوان مردم بستاند خشك كرده و بكوبد و به آب سداب خشك بياميزد و بر جايگاهى كه خورده « 3 » بود از تن مردم سود دارد و گوشت باز آورد .

--> ( 1 ) . در نسخهء « ك » گذاردن است و گذاردن به معنى صاف كردن هم آمده است . ( 2 ) . م : رجيع . ( 3 ) . م : خرده ، منظور « خوره افتاده » است .